صفى الدين محمد طارمى
206
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
نكند به دلش اعتراضى در اين باب . و همچنين است « اذعان » يعنى انقياد از براى چيزى كه غالب است بر قياس از انتقال دولتها و قسمتها از صلحا به سوى طلحها ، و از عادل به سوى جابر « 1 » ؛ يا به اسبابى كه مخالف قياس عقلى است ؛ پس به درستى كه اينها امورى است كه تابع است از براى مشيّت خداى تعالى و حكمت او ، و تصرّفى نيست از براى ما در آن و اوست مالك از براى ملكش ، تصرّف مىكند در او چگونه كه مىخواهد . « و اجابت نمودن هر چيزى را كه به فزع مىاندازد مريد را از ركوب اهوال » مثل مخاطرهء به روح به حربها و بذل نفس در جهاد و سياحت در برارى و مسبعات ، و ركوب كشتيها و ساير خطرها ، و ترك نمودن اسباب ، و تجريد و انقطاع از آن اسباب ، از براى تسليم نفس به خداى تعالى از جهت ثقهء به او . و الدرجة الثانية : تسليم العلم إلى الحال ، و القصد إلى الكشف ، و الرسم إلى الحقيقة . « تسليم علم » آن است كه بيرون رود از حكم علم وقتى كه حكم كند حال بر او به معارف و « 2 » حقايق مخالف از براى حكم علم ؛ پس تسليم كند علم خود را و مقتضاى او را به سوى حال و مقتضاى او ؛ پس به درستى كه حال موهبتى است كه بيرون مىآورد از خبر به سوى عيان ، و از حجاب به سوى كشف ، و از علم نقل به سوى علم ذوق ؛ پس كشف مىكند از براى صاحبش معانى چندى كه ممكن نيست آنكه قبول كند او را اگر نبوده باشد غلبهء حال - از براى بودن آن معانى مخالف علم - پس بر اوست آنكه ترك كند علم ظاهر را به سوى علم باطنى كه اقتضا مىكند او را حال تا آنكه برسد به سوى معرفت و شهود . « و تسليم قصد به سوى كشف » ؛ پس به درستى كه « قصد » مىباشد در سير به
--> ( 1 ) . اصل : جائر . ( 2 ) . اصل : - و .